|

شریعتی و نقد سنت
حسن یوسفی اشکوری
علي شريعتي (1356ـ1312) به عنوان متفكري اصيل و اثرگذار پس از گذشت سالها از مرگ زودهنگامش، هنوز هم به مثابه انديشمندي با نقطه تأكيد بر نظريه اجتماعي و حوزه مطالعات بومي ايراني، در زمره معدود انديشمنداني است كه بهجامعهشناسي بومي توجه داشته است.
افق انديشه شريعتي دامنه دور و درازي را درپوشانده است كه يك سوي آن مطالعات تاريخي در خصوص آيين تشيع است و سوي ديگرش شناخت بنيانهاي تمدن جهانگير غرب و شريعتي در تمام اين پژوهشها هيچگاه نگاه انتقادي خود را بر زمين ننهاده است. با اين همه برخي بر آنند كه تنوع و كثرت موضوعات پژوهشي شريعتي در نهايت به يك نقطه كانوني واحد ميرسد و در اين كانون استراتژيك به وحدت دست پيدا ميكند. اين كانون استراتژيك، نقد سنت است. شريعتي در اين تحليل، به حكم ذايقه روشنفكرانهاش پيش از هر چيز به نقد سنت نظر داشته است. اما سخت هوشيار بود كه در نقد سنت، جانب حزم و احتياط را فرونگذارد و در رجوع به مدرنيته، از شتاب نامعقول كناره بگيرد. عناوين برخي از فصول كتاب به قرار زير است:
ـ شريعتي و نقادي سنت ـ شريعتي و هويت ملي ـ مذهبي ـ نوآوريهاي دكترشريعتي در شناخت اسلام ـ مؤلفههاي مدرنيته اسلامي ـ ثبات و تغيير در انديشه ديني شريعتي ـ جايگاه شريعتي در نوگرايي ديني ـ بحران هويت
|
|
آخرین بروز رسانی شنبه, 23 ارديبهشت 1391 15:07 |